کلمه جو
صفحه اصلی

خضرمی

لغت نامه دهخدا

خضرمی. [ خ ِ رِ ] ( ع اِ ) واحد خضارمه. ( منتهی الارب ). رجوع به خضارمه در این لغت نامه شود.

خضرمی. [ خ ِ رَ ] ( ص نسبی ) انتسابی است به خضرمه. ( از انساب سمعانی ).

خضرمی . [ خ ِ رَ ] (ص نسبی ) انتسابی است به خضرمه . (از انساب سمعانی ).


خضرمی . [ خ ِ رِ ] (ع اِ) واحد خضارمه . (منتهی الارب ). رجوع به خضارمه در این لغت نامه شود.



کلمات دیگر: