کلمه جو
صفحه اصلی

جوجن

لغت نامه دهخدا

جوجن. [ جو ج ِ ] ( هزوارش ،اِ ) بلغت زند و پازند بمعنی درم باشد که چهل وهشت حبه [ چک : 84 حبه ] است. ( برهان ). رجوع به جوجر شود.

جوجن. [ جو ج َ ] ( هندی ، اِ ) بلغت هندی یک فرسخ و ثلث فرسخی باشد که چهار گروه است. ( برهان ). فلیعلم ان [ لهم للهنود ] فی المسافات مقداراً یسمی جوژن و یشتمل علی ثمانیة امیال فهو اذن اثنان و ثلثون الف ذراع. ( حاشیه برهان چ معین از التفهیم ص 160 متن و حاشیه و تحقیق ماللهند ).

جوجن . [ جو ج َ ] (هندی ، اِ) بلغت هندی یک فرسخ و ثلث فرسخی باشد که چهار گروه است . (برهان ). فلیعلم ان [ لهم للهنود ] فی المسافات مقداراً یسمی جوژن و یشتمل علی ثمانیة امیال فهو اذن اثنان و ثلثون الف ذراع . (حاشیه ٔ برهان چ معین از التفهیم ص 160 متن و حاشیه و تحقیق ماللهند).


جوجن . [ جو ج ِ ] (هزوارش ،اِ) بلغت زند و پازند بمعنی درم باشد که چهل وهشت حبه [ چک : 84 حبه ] است . (برهان ). رجوع به جوجر شود.



کلمات دیگر: