کلمه جو
صفحه اصلی

جوریاب

لغت نامه دهخدا

جوریاب. ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش لشت نشاء شهرستان رشت. سکنه آن 950 تن. محصول عمده آنجا برنج و ابریشم و چای و شغل اهالی مکاری گری و زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۷°۱۸′۴۳″ شمالی ۴۹°۵۰′۴۳″ شرقی / ۳۷٫۳۱۱۹۴°شمالی ۴۹٫۸۴۵۲۸°شرقی / 37.31194; 49.84528
جوریاب، روستایی است از توابع بخش لشت نشا شهرستان رشت در استان گیلان ایران.
جوریاب روستایی در بخش لشت نشا شهرستان رشت دراستان گیلان است.
شغل اکثر مردم این روستا کشاورزی است. البته نگهداری دام به صورت خانگی نیز یکی دیگر از منابع درآمد مردم می باشد. علاوه بر آن از کنار جاده در هر طرف، پس از پشت سرگذاردن منازل مسکونی - که اغلب ویلایی و دارای حیاطهای بزرگی است که از آن به عنوان باغچه استفاده می شود و مایحتاج اولیه مثل سبزیجات از آن تأمین می شود - به زمین های کشاورزی می رسیم. زمین های کشاورزی این منطقه به دلیل رطوبت زیاد هوا و بارندگی قابل توجه و همچنین قرار گرفتن در ارتفاع پایین تر از سطح دریا، در اغلب اوقات سال مملو از آب است و در این زمین ها تنها برنج کشت می شود. البته در تابستانها و پس از برداشت محصول که زمین کمی خشک تر است محل انجام بازی های محلی شده و گاهی هم به زمین فوتبال تبدیل می گردد. زمین های ضلع شرقی این روستا تصحیح ارازی شده است و همچنین در سال های اخیر تعدادی از زمین های زراعی به استخر ماهی تبدیل شده است. اکثریت جمعیت موجود در این روستا مهاجرت نموده اند. مرحوم رضا سالاری از تعذیه خوانان معروف گیلانی در این روستا سکونت داشت و قبر او در مزار جوریاب می باشد. جوریاب از شمال به نوحدان، از شرق به نورود، از جنوب به سالستان و جو پوشت و از غرب به چافوچاه و مامودان منتهی می شود و از دو محله (بالامحله جوریاب و پایین محله جوریاب) تشکیل شده است.


کلمات دیگر: