کلمه جو
صفحه اصلی

پیراباد

لغت نامه دهخدا

( پیرآباد ) پیرآباد. ( اِخ ) ده مخروبه ای است از دهستان گندمان بخش بروجن شهرستان شهرکرد. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).

پیرآباد. ( اِخ ) دهی از دهستان حومه شهرستان سراوان واقع در 28 هزارگزی جنوب خاوری سراوان و دو هزارگزی جنوب شوسه سراوان به کوهک. جلگه ، گرمسیر، دارای 100 تن سکنه. آب آن از قنات محصول آنجا غلات و خرما و حبوبات و پنبه.شغل اهالی زراعت. و راه آن فرعی است. ساکنین از طایفه صیادزائی هستند. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

پیرآباد. ( اِخ ) رجوع به موان شود. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

دانشنامه عمومی

پیرآباد. پیرآباد (دورود)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دورود در استان لرستان ایران است.
این روستا در دهستان ژان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۰۰۴ نفر (۲۱۴خانوار) بوده است.
مردم این منطقه به زبان لری سخن می گویند. گویش های رایج در این روستا شامل لری سیلاخوری و همچنین لری بختیاری می باشد .


کلمات دیگر: