کنایه از اظهار عجز و خجالت کردن
خط بر خاک کشیدن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خط بر خاک کشیدن. [ خ َ ب َ ک َ / ک ِ دَ] ( مص مرکب ) کنایه از اظهار عجز و خجالت کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). خط بر زمین کشیدن :
گل ز انفعال رویش در خاک گشته پنهان
ریحان ز شرم خطش بر خاک خط کشیده.
گل ز انفعال رویش در خاک گشته پنهان
ریحان ز شرم خطش بر خاک خط کشیده.
صائب ( از آنندراج ).
کلمات دیگر: