خطی است بنزد ارباب هیئت که از مرکز عالم بیرون آید و بمرکز کواکب می گذرد و بسطح فلک اعلی پایان می یابد .
خط تقویم
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خط تقویم. [ خ َطْ طِ ت َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) خطی است بنزد ارباب هیئت که از مرکزعالم بیرون آید و بمرکز کواکب می گذرد و بسطح فلک اعلی پایان می یابد. ( یادداشت بخط مؤلف ). خط تقویمی.
کلمات دیگر: