جورجس. [ جو ج ِ ] ( اِخ ) ابن یوحنابن سهل بن ابراهیم ، مکنی به ابوالفرج. پزشک سریانی الاصل از نصرانیهای یعاقبه است که در یبرود ( از توابع دمشق ) متولد شد و طب را در دمشق فراگرفت و ببغداد رفت و نزد ابوالفرج بن طبیب ، پزشک و فیلسوف درس خواند و سپس بدمشق برگشت تا بسال 427 هَ. ق. درگذشت.بسیاری از کتب طبی بخصوص کتابهای جالینوس را وی بخطخود نوشت. کتاب «ان الفرخ ابرد من الفروج » از اوست.( طبقات الاطباء 2:140 ) ( الاعلام زرکلی چ 1 ج 2 ص 143 ).
جورجس
لغت نامه دهخدا
جورجس. [ جو ج ِ ] ( اِخ ) ابن یوحنابن سهل بن ابراهیم ، مکنی به ابوالفرج. پزشک سریانی الاصل از نصرانیهای یعاقبه است که در یبرود ( از توابع دمشق ) متولد شد و طب را در دمشق فراگرفت و ببغداد رفت و نزد ابوالفرج بن طبیب ، پزشک و فیلسوف درس خواند و سپس بدمشق برگشت تا بسال 427 هَ. ق. درگذشت.بسیاری از کتب طبی بخصوص کتابهای جالینوس را وی بخطخود نوشت. کتاب «ان الفرخ ابرد من الفروج » از اوست.( طبقات الاطباء 2:140 ) ( الاعلام زرکلی چ 1 ج 2 ص 143 ).
جورجس . [ جو ج ِ ] (اِخ ) ابن جبرئیل . طبیب سریانی الاصل ، پدر بختیشوع طبیب ، رئیس پزشکان مدرسه ٔ جندیشاپور است .منصور عباسی بدنبال بیماری خود بسال 148 هَ . ق . وی را ببغداد خواند. او در بغداد ماند و بسیاری از کتابهای یونانی را بعربی نقل و ترجمه کرد و بسال 152 بجندیشاپور برگشت و در همانجا درگذشت . بجز ترجمه ها و نقل ها کتاب کُنّاش بزبان سریانی از تألیفات اوست ، این کتاب را حنین بن اسحاق بعربی برگردانید. (طبقات الاطباء: 123) (الاعلام زرکلی ) (الفهرست ابن الندیم ص 412).
جورجس . [ جو ج ِ ] (اِخ ) ابن یوحنابن سهل بن ابراهیم ، مکنی به ابوالفرج . پزشک سریانی الاصل از نصرانیهای یعاقبه است که در یبرود (از توابع دمشق ) متولد شد و طب را در دمشق فراگرفت و ببغداد رفت و نزد ابوالفرج بن طبیب ، پزشک و فیلسوف درس خواند و سپس بدمشق برگشت تا بسال 427 هَ . ق . درگذشت .بسیاری از کتب طبی بخصوص کتابهای جالینوس را وی بخطخود نوشت . کتاب «ان الفرخ ابرد من الفروج » از اوست .(طبقات الاطباء 2:140) (الاعلام زرکلی چ 1 ج 2 ص 143).