کلمه جو
صفحه اصلی

بامبول دراوردن

فارسی به انگلیسی

to (behave like a) humbug

فرهنگ فارسی

( بامبول در آوردن ) حقه و دوز و کلک زدن

لغت نامه دهخدا

( بامبول درآوردن ) بامبول درآوردن. [ دَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه ، حقه و دوز و کلک زدن. شیوه و مکر در کار آوردن. رنگی دیگر بکار بردن. تزویر کردن. رجوع به بامبول و بامبول بازی کردن شود.

پیشنهاد کاربران

move the goalposts

بامبول دراوردن :در تداول عامه ، حقه و دوز و کلک زدن. شیوه و مکر در کار آوردن. رنگی دیگر بکار بردن. تزویر کردن.
( ( امینی رفت محضر برای سه طبقه کوچه رفیعی . خداکند باز یارو بامبول ـــــــــ" ) )
( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 1390 ، ص 13. ) )


کلمات دیگر: