بیکار بمعنی پرگار است و ودزی در ذیل قوامیس العرب احتمال میدهد که بمعنای صفحه ای باشد که بر روی آن بوسیل. پرگار اندازه ای را ترسیم کنند .
بیکاریه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( بیکاریة ) بیکاریة. [ ب َ ری ی َ ] ( ع اِ ) بَیْکار بمعنی پرگار است و دزی در ذیل قوامیس العرب احتمال میدهد که بمعنای صفحه ای باشد که بر روی آن بوسیله پرگار اندازه ای را ترسیم کنند. ( از دزی ج 1 ص 136 ).
بیکاریة. [ ب َ ری ی َ ] (ع اِ) بَیْکار بمعنی پرگار است و دزی در ذیل قوامیس العرب احتمال میدهد که بمعنای صفحه ای باشد که بر روی آن بوسیله ٔ پرگار اندازه ای را ترسیم کنند. (از دزی ج 1 ص 136).
کلمات دیگر: