معلقی
فارسی به انگلیسی
فرهنگ فارسی
ماخوذ از تازی چرخی
لغت نامه دهخدا
معلقی. [ م ُ ع َل ْ ل َ] ( ص نسبی ) مأخوذ از تازی ، چرخی. ( ناظم الاطباء ).
- کبوتر معلقی ؛ کبوتری که در هوا چرخ می زند. ( ناظم الاطباء ). کبوتری که در هنگام پرواز چون به ارتفاع مناسبی رسد به محور بالهای گسترده و بر مدار سر و دم خود چرخ می زند و این از محاسن کبوتر است.
- کبوتر معلقی ؛ کبوتری که در هوا چرخ می زند. ( ناظم الاطباء ). کبوتری که در هنگام پرواز چون به ارتفاع مناسبی رسد به محور بالهای گسترده و بر مدار سر و دم خود چرخ می زند و این از محاسن کبوتر است.
کلمات دیگر: