کلمه جو
صفحه اصلی

اصطفان

لغت نامه دهخدا

اصطفان. [ اِ طِ ] ( اِخ ) واعظ اسکندرانی. او راست : کتاب الاحکام. ( از فهرست ابن الندیم ). ظاهراً وی اصطفن یا اصطفانوس اسکندرانی است. رجوع به اصطفن اسکندرانی شود.

اصطفان. [ اِ طِ ] ( اِخ ) ابن بسیل یا اصطفن بن باسیل. یکی از مترجمان بود که در عهد عباسیان بسیاری از کتب طبی را از یونانی بعربی و سریانی برگردانیده است. وی از شاگردان حنین بن اسحاق ( 194 - 260 هَ. ق. ) بود و مذهب عیسوی داشت و از پزشکان دربار المتوکل عباسی بشمار میرفت. رجوع به هرمزدنامه پورداود ص 9، و اصطفن بن باسیل شود.

اصطفان . [ اِ طِ ] (اِخ ) واعظ اسکندرانی . او راست : کتاب الاحکام . (از فهرست ابن الندیم ). ظاهراً وی اصطفن یا اصطفانوس اسکندرانی است . رجوع به اصطفن اسکندرانی شود.


اصطفان . [ اِ طِ ] (اِخ ) ابن بسیل یا اصطفن بن باسیل . یکی از مترجمان بود که در عهد عباسیان بسیاری از کتب طبی را از یونانی بعربی و سریانی برگردانیده است . وی از شاگردان حنین بن اسحاق (194 - 260 هَ . ق .) بود و مذهب عیسوی داشت و از پزشکان دربار المتوکل عباسی بشمار میرفت . رجوع به هرمزدنامه ٔ پورداود ص 9، و اصطفن بن باسیل شود.



کلمات دیگر: