کلمه جو
صفحه اصلی

اصطاذنه

لغت نامه دهخدا

( اصطاذنة ) اصطاذنة. [ ] ( اِخ ) ناحیه ایست به مغرب که عابس بن سعد در آنجا به غزا و پیکار پرداخت و عابس را مسلمةبن مخلد امیر مصر از جانب معاویه بسال 57 هَ. ق. بدان ناحیه گسیل کرد. ( از معجم البلدان ). و رجوع به مراصدالاطلاع شود.

اصطاذنة. [ ] (اِخ ) ناحیه ایست به مغرب که عابس بن سعد در آنجا به غزا و پیکار پرداخت و عابس را مسلمةبن مخلد امیر مصر از جانب معاویه بسال 57 هَ . ق . بدان ناحیه گسیل کرد. (از معجم البلدان ). و رجوع به مراصدالاطلاع شود.



کلمات دیگر: