کلمه جو
صفحه اصلی

اصطرلابی

لغت نامه دهخدا

اصطرلابی. [ اُ طُ ] ( ص نسبی ) منسوب به اصطرلاب. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اسطرلابی شود.

اصطرلابی. [ اُ طُ ] ( اِخ ) ابراهیم بن سعید سهلی اصطرلابی.از حکمای اندلس ، معاصر قاضی صاعد اندلسی بود. رجوع به طبقات الامم و حلل السندسیة ص 39، و اسطرلابی شود.

اصطرلابی . [ اُ طُ ] (اِخ ) ابراهیم بن سعید سهلی اصطرلابی .از حکمای اندلس ، معاصر قاضی صاعد اندلسی بود. رجوع به طبقات الامم و حلل السندسیة ص 39، و اسطرلابی شود.


اصطرلابی . [ اُ طُ ] (ص نسبی ) منسوب به اصطرلاب . (ناظم الاطباء). و رجوع به اسطرلابی شود.



کلمات دیگر: