دستوری خواهنده
مستأذن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مستأذن. [ م ُ ت َءْ ذِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استیذان. دستوری خواهنده. ( منتهی الارب ). اذن خواهنده. ( اقرب الموارد ). رجوع به استئذان و استیذان شود.
مستأذن. [ م ُ ت َءْ ذَ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استیذان. آنکه از وی اذن و دستوری خواهند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استئذان و استیذان شود.
مستأذن. [ م ُ ت َءْ ذَ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استیذان. آنکه از وی اذن و دستوری خواهند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استئذان و استیذان شود.
مستأذن . [ م ُ ت َءْ ذَ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استیذان . آنکه از وی اذن و دستوری خواهند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به استئذان و استیذان شود.
مستأذن . [ م ُ ت َءْ ذِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استیذان . دستوری خواهنده . (منتهی الارب ). اذن خواهنده . (اقرب الموارد). رجوع به استئذان و استیذان شود.
کلمات دیگر: