کلمه جو
صفحه اصلی

استباءه

لغت نامه دهخدا

( استباءة ) استباءة. [ اِ ت ِ ءَ ] ( ع مص ) مأوی گرفتن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ): استبأه ؛ جای باش ساخت آنرا. ( منتهی الارب ). || کشتن کسی راعوض کسی. کشتن قاتل را بعوض مقتول : استباء القاتل بالقتیل ؛ کشنده را بجای کشته کشت. ( از منتهی الارب ).

استباءة. [ اِ ت ِ ءَ ] (ع مص ) مأوی گرفتن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ): استبأه ؛ جای باش ساخت آنرا. (منتهی الارب ). || کشتن کسی راعوض کسی . کشتن قاتل را بعوض مقتول : استباء القاتل بالقتیل ؛ کشنده را بجای کشته کشت . (از منتهی الارب ).



کلمات دیگر: