کلمه جو
صفحه اصلی

مستأدی

فرهنگ فارسی

آنکه مال وی را مصادره کرده باشند

لغت نامه دهخدا

مستأدی. [ م ُ ت َءْ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استیداء. رجوع به استئداء و استیداء شود. || مصادره کننده و گیرنده مال از کسی. || یاری و نصرت خواهنده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

مستأدی. [ م ُ ت َءْ دا ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استیداء. آنکه مال وی را مصادره کرده و گرفته باشند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استئداء و استیداء شود.

مستأدی . [ م ُ ت َءْ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استیداء. رجوع به استئداء و استیداء شود. || مصادره کننده و گیرنده ٔ مال از کسی . || یاری و نصرت خواهنده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).


مستأدی . [ م ُ ت َءْ دا ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استیداء. آنکه مال وی را مصادره کرده و گرفته باشند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به استئداء و استیداء شود.



کلمات دیگر: