کلمه جو
صفحه اصلی

مستدیره

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث مستدیر جمع : مستدیرات .

لغت نامه دهخدا

( مستدیرة ) مستدیرة. [ م ُ ت َ رَ ] ( ع ص ) مؤنث مستدیر که نعت فاعلی است از استدارة. رجوع به مستدیر و استدارة شود. || گرد. مدور.
- حرکت مستدیرة ؛ عبارت از حرکت دورانی است مانند حرکات افلاک. در مقابل حرکت مستقیمه. ( فرهنگ علوم عقلی از دستور و شفا ).

مستدیرة. [ م ُ ت َ رَ ] (ع ص ) مؤنث مستدیر که نعت فاعلی است از استدارة. رجوع به مستدیر و استدارة شود. || گرد. مدور.
- حرکت مستدیرة ؛ عبارت از حرکت دورانی است مانند حرکات افلاک . در مقابل حرکت مستقیمه . (فرهنگ علوم عقلی از دستور و شفا).



کلمات دیگر: