کلمه جو
صفحه اصلی

مستأرضه

فرهنگ فارسی

نهال خرما از نو رسته

لغت نامه دهخدا

( مستأرضة ) مستأرضة. [ م ُ ت َءْ رِ ض َ ] ( ع ص ) مؤنث مستأرض که نعت فاعلی است از مصدر استیراض : ودیة مستأرضه ؛ نهال خرما که نو بر زمین رسته باشد. ( منتهی الارب ). || قرحه ریمناک شده و فاسد گشته. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || زمین پاکیزه شده خوش آیند در چشم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مستأرض و استیراض شود.

مستأرضة. [ م ُ ت َءْ رِ ض َ ] (ع ص ) مؤنث مستأرض که نعت فاعلی است از مصدر استیراض : ودیة مستأرضه ؛ نهال خرما که نو بر زمین رسته باشد. (منتهی الارب ). || قرحه ٔ ریمناک شده و فاسد گشته . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || زمین پاکیزه شده ٔ خوش آیند در چشم . (ناظم الاطباء). رجوع به مستأرض و استیراض شود.



کلمات دیگر: