نوعی از انگور که دانه اش بقدر مثقال بود .
انگور مثقالی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
انگور مثقالی. [ اَ رِ م ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نوعی از انگورکه دانه اش بقدر مثقال بود. ( بهار عجم ) :
خواجه اکنون خوش علف نبود که خوردی چون تفنگ
دانه انگور مثقالی که در قنداق بود.
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را.
خواجه اکنون خوش علف نبود که خوردی چون تفنگ
دانه انگور مثقالی که در قنداق بود.
راضی ( از بهارعجم ).
بگو بسحاق وصف خوشه انگور مثقالی که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را.
بسحاق ( از آنندراج ).
کلمات دیگر: