دهی است از دهستان تهرود بخش راین شهرستان بم . در ۳۱ هزار گزی جنوب خاوری راین و ۸ هزار گزی جنوب شوسه بم به کرمان.
خیچ
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خیچ . (اِ) خویش . خیش . آهن جفت یعنی آهنی که بدان زمین را شیار کنند. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
خیچ. ( اِ ) خویش. خیش. آهن جفت یعنی آهنی که بدان زمین را شیار کنند. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
خیچ. ( اِخ ) دهی است از دهستان تهرود بخش راین شهرستان بم.در 31 هزارگزی جنوب خاوری راین و 8 هزارگزی جنوب شوسه بم به کرمان. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
خیچ. ( اِخ ) دهی است از دهستان تهرود بخش راین شهرستان بم.در 31 هزارگزی جنوب خاوری راین و 8 هزارگزی جنوب شوسه بم به کرمان. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
دانشنامه عمومی
خیچ، روستایی است از توابع بخش راین شهرستان کرمان در استان کرمان ایران.
این روستا در دهستان راین قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۳۴نفر (۸خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان راین قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۳۴نفر (۸خانوار) بوده است.
wiki: خیچ
پیشنهاد کاربران
خیچیدَن = شیاریدنِ زمین.
کلمات دیگر: