بیش گرفتن بیش شدن زیاد گردیدن
افزون گرفتن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
افزون گرفتن. [ اَ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بیش گرفتن. بیش شدن. زیاد گردیدن :
افزون گرفت روز چو دین و شب
ناقص چو کفر و تیره چو سودا شود.
افزون گرفت روز چو دین و شب
ناقص چو کفر و تیره چو سودا شود.
ناصرخسرو.
و رجوع به افزون و ترکیبات آن شود.کلمات دیگر: