کلمه جو
صفحه اصلی

افرانی

لغت نامه دهخدا

افرانی. [ اَ ] ( ص نسبی ) منسوب است به قریه افران یکی از قراء نسف که بعض محدثان بدانجا منسوبند. ( از لباب الانساب ).

افرانی. [ اَ ] ( اِخ ) محمدبن احمد حامدی مکنی به ابوبکر محدث است و محمدبن احمدبن افریقون افرانی نسفی از وی روایت کند. ( از معجم البلدان ).

افرانی . [ اَ ] (اِخ ) محمدبن احمد حامدی مکنی به ابوبکر محدث است و محمدبن احمدبن افریقون افرانی نسفی از وی روایت کند. (از معجم البلدان ).


افرانی . [ اَ ] (ص نسبی ) منسوب است به قریه ٔ افران یکی از قراء نسف که بعض محدثان بدانجا منسوبند. (از لباب الانساب ).



کلمات دیگر: