منسوب به افرنج . فرنگی . تانیث افرنجی .
افرنجیه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( افرنجیة ) افرنجیة. [ اِ رَ جی ی َ ] ( ع ص نسبی ) منسوب به افرنج. ( ناظم الاطباء ). منسوب به افرنج. فرنگی. تأنیث افرنجی. بالافرنجیه ؛ بزبان فرانک ها. ( یادداشت دهخدا ) : نوع من المعاملات الافرنجیه فیه نقش کالشوشة. ( النقود العربیه ص 178 ). و رجوع به افرنج و افرنجه شود.
افرنجیة. [ اِ رَ جی ی َ ] (ع ص نسبی ) منسوب به افرنج . (ناظم الاطباء). منسوب به افرنج . فرنگی . تأنیث افرنجی . بالافرنجیه ؛ بزبان فرانک ها. (یادداشت دهخدا) : نوع من المعاملات الافرنجیه فیه نقش کالشوشة. (النقود العربیه ص 178). و رجوع به افرنج و افرنجه شود.
کلمات دیگر: