کلمه جو
صفحه اصلی

افراونده

لغت نامه دهخدا

افراونده . [ اَ وَ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاغه بخش دورود شهرستان بروجرد. محلی جلگه و معتدل است . و 350 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).


افراونده . [ اَ وَ دِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان سربند علیا بخش سربند شهرستان اراک . محلی کوهستانی سردسیر است و 897تن سکنه دارد و آب آن از قنات و رود محلی تأمین میشود و محصول آن غلات و بنشن ، پنبه ، انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . زیارتگاه آن نسبتاً قدیمی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).


افراونده. [ اَ وَ دِ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان سربند علیا بخش سربند شهرستان اراک. محلی کوهستانی سردسیر است و 897تن سکنه دارد و آب آن از قنات و رود محلی تأمین میشود و محصول آن غلات و بنشن ، پنبه ، انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. زیارتگاه آن نسبتاً قدیمی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

افراونده. [ اَ وَ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کاغه بخش دورود شهرستان بروجرد. محلی جلگه و معتدل است. و 350 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

دانشنامه عمومی



کلمات دیگر: