اژگان. [ اَ ] ( ص ) رجوع به اژکان شود.
اژگان
لغت نامه دهخدا
پیشنهاد کاربران
پرده و حجابی که مابین روشنایی و تاریکی جدایی می اندازد و فقط نور قادر به عبور از آن می باشد.
بنظر من اژگان از خشم میاد
یعنی تمبل تمبل هم یعنی باهوش
بزرگ
نگهبان قلعه
یعنی سنگ بزرگ عظیم قدرتمند
کلمات دیگر: