کلمه جو
صفحه اصلی

تلذذ


مترادف تلذذ : تمتع، حظ، کیف، لذت، لذت بردن

فارسی به انگلیسی

pleasure, enjoyment, (taking) pleasure

(taking) pleasure


مترادف و متضاد

تمتع، حظ، کیف، لذت


۱. تمتع، حظ، کیف، لذت
۲. لذت بردن


unction (اسم)
نرمی، روغن مالی، تدهین، مرهم، روغن، چرب زبانی، مرهم گذاری، حظ، لینت، پربرکتی، تلذذ

فرهنگ فارسی

لذت بردن، لذت یافتن
۱ - ( مصدر ) مزه گرفتن لذت بردن . ۲ - ( اسم ) لذت . جمع تلذذات .

فرهنگ معین

(تَ لَ ذُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) لذت بردن .

لغت نامه دهخدا

تلذذ. [ت َ ل َذْ ذُ ] ( ع مص ) خوشمزه یافتن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) لذت و لذت یافتگی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

لذت بردن، لذت یافتن.

پیشنهاد کاربران

لذت بردن


کلمات دیگر: