برابر پارسی : ناگشودنی، ناچیز
اضطرارا
برابر پارسی : ناگشودنی، ناچیز
فارسی به انگلیسی
under necessity
فرهنگ فارسی
از روی اضطرار بناچار ناگزیر : اضطرارا اموال خود را بدو بخشید .
لغت نامه دهخدا
( اضطراراً ) اضطراراً. [ اِ طِ رَن ْ ] ( ع ق ) بطور احتیاج. ( ناظم الاطباء ). مضطراً. ناچاره. اِلجاءً. ناگزیر. || بطور پریشانی و مسکنت. ( ناظم الاطباء ). || بطور اجباری. ( ناظم الاطباء ). به اجبار. اجباراً. بوجوب. بضرورت. || از جهت تعدی و زبردستی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اضطرار شود.
کلمات دیگر: