زمین سنگناک سوخته
ام صبور
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ام صبور. [ اُم ْ م ِ ص َب ْ بو ] ( ع اِ مرکب ) زمین سنگناک سوخته. || بلا. || جنگ سخت. || کار سخت. گویند: وقع فلان فی ام صبور؛ یعنی در کار شدیدی واقع شد. ( از منتهی الارب ). و رجوع به ام صبار شود.
کلمات دیگر: