خواسته
مهوی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مهوی . [ م َهَْوی ی ] (ع ص ) خواسته . (آنندراج ) (منتهی الارب ).
مهوی . [ م َهَْ وا ] (ع اِ) مهواة. میان آسمان و زمین . || مغاکی میان دو کوه و مانند آن . (منتهی الارب ).
مهوی. [ م َهَْ وا ] ( ع اِ ) مهواة. میان آسمان و زمین. || مغاکی میان دو کوه و مانند آن. ( منتهی الارب ).
مهوی. [ م َهَْوی ی ] ( ع ص ) خواسته. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).
مهوی. [ م َهَْوی ی ] ( ع ص ) خواسته. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).
کلمات دیگر: