کلمه جو
صفحه اصلی

ابوسلیمان دارانی

دانشنامه عمومی

ابوسلیمان دارانی مشایخ بزرگ عرفان در اواخر سده دوم و اوایل سده سوم هجری بود. بیشتر عمر ابو سلیمان در قرن دوم هجری سپری شد و شخصیت وی در آن عهد شکل گرفت؛ از این رو افکار و اندیشه های او بیشتر به عارفان قرن دوم نزدیک است تا قرن سوم هجری قمری.
در بیشتر منابع نام او را «عبدالرحمن» بن احمد بن عطیه عنسی «دارانی» نوشته اند و برخی «دمشقی» و «المذحجی» را نیز به اسم او افزوده اند. در پاره ای از منابع نیز به جای دارانی، «دارایی» به کار برده اند. موطن وی را «داریّا» یکی از قریه های دمشق دانسته اند و نسبت دارانی به وی بر همین اساس است.
ابوسلیمان شاگردان زیادی را پرورد که عده ای از آن ها خود از مشایخ بزرگ عرفان شدند؛ از جمله می توان به احمدبن ابی الحواری اشاره کرد.
معروف کرخی و سفیان ثوری و عبدالعزیز دمشقی را از مصاحبان او معرفی کرده اند. وی با بایزید بسطامی نیز مکاتبه می کرده است. گویا ابوسلیمان برای استماع حدیث به بغداد سفر کرده و مدتی در بغداد سکونت داشته. زمان اقامت او را در بغداد می توان حدود سال ۲۰۲ هجری قمری دانست. از قراین بر می آید که او به مکه و شام نیز سفر کرده است.از ابوسلیمان تألیفاتی باقی نمانده است، اما اقوال متعدد که از او در منابع مختلف نقل کرده اند نشان می دهد که وی هم در عرفان عملی مرتبه بلندی داشته و هم در مباحث نظری صاحب رأی و نظر بوده است. از این اقوال برمی آید که زهد، مجاهده با نفس و صبر بر جوع محور اعمال صوفیانه او بوده است. نکته مهم و بارزی که در افکار و اعمال عارفانه ابوسلیمان ـ مانند بسیاری دیگر از عرفاً ـ برجسته می نماید آن است که وی اعتقاد داشت معیار درستی هر عملی مطابقت آن با احکام شریعت است؛ از این رو در نظر وی اعمال صوفیانه وقتی است که با شریعت ملتزم باشد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اَبوسُلِیمانِ دارانی، عبدالرحمن بن احمد بن عطیّة عنسی دارانی، از عرفای سده ۲ ـ ۳ق بود.برخی نیز او را با انتساب به نام جدش، عبدالرحمن بن عطیه گفته اند.
او را از آن جهت عنسی گفته اند که منسوب به بنی عنس بن مالک از قبایل یمن است. وی در حدود سال ۱۴۰ق متولد شد. مولد ومنشأ او قریه دارایا از قراء دمشق بوده و به همین جهت به دارانی شهرت یافته است، گرچه این نسبت در لغت برخلاف قیاس است. برخی گفته اند که اصل وی از واسط عراق بوده، ولی در دمشق اقامت داشته است. ،
مشایخ
ابوسلیمان از عبدالواحد بن زید ، سفیان ثوری ، ربیع بن صبیح و دیگر عراقیان حدیث روایت کرده و گفته اند که با یزید بسطامی هم مکاتبه داشته است.
معاصرین
از معاصران او می توان ابوجعفر معروف به ابن فرخی و نیز معروف کرخی را که مصاحب وی بود، نام برد. از خویشان وی برادرش داوود بن احمد و فرزندش سلیمان را می توان یاد کرد که هر دو از مشایخ بزرگ شام بوده اند.
شاگردان
...


کلمات دیگر: