اسحمان . [ اِ ح ِ ] (اِخ ) نام کوهی است . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ) (مراصد الاطلاع ).
اسحمان
لغت نامه دهخدا
اسحمان . [ اِ ح ِ ] (ع ص ) سیاه از هر چیزی . (منتهی الارب ).
اسحمان . [ اُ ح ُ ] (ع اِ) درختی است . (منتهی الارب ).
اسحمان. [ اِ ح ِ ] ( ع ص ) سیاه از هر چیزی. ( منتهی الارب ).
اسحمان. [ اِ ح ِ ] ( اِخ ) نام کوهی است. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ) ( مراصد الاطلاع ).
اسحمان. [ اُ ح ُ ] ( ع اِ ) درختی است. ( منتهی الارب ).
اسحمان. [ اِ ح ِ ] ( اِخ ) نام کوهی است. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ) ( مراصد الاطلاع ).
اسحمان. [ اُ ح ُ ] ( ع اِ ) درختی است. ( منتهی الارب ).
کلمات دیگر: