یوهان بالبی (به لاتین: Johann Balbi) سفیری بود که شارلکن، امپراتور اسپانیا و امپراتوری مقدس روم به ایران فرستاد تا از پادشاه صفوی بخواهد همزمان با حمله اسپانیا و مجارستان به امپراتوری عثمانی به این کشور حمله کند یا لااقل نیرویی به سرحدات مرزی با این کشور بفرستد تا ترکان عثمانی مجبور شوند قسمتی از قشون خود را متوجه شرق سازند.
اتحاد ایران-هابسبورگ
جنگ های عثمانی و هابسبورگ
در در ۲۵ اوت ۱۵۲۵ میلادی شارلکن پاسخ پیشنهاد شاه اسماعیل برای اتحاد علیه عثمانی را از طریق فراپتروس ارسال کرد؛ اما هنگامی که فراپتروس به پایتخت ایران، تبریز رسید بیش از یک سال از مرگ شاه اسماعیل گذشته بود و ناچار وی نامه شارلکن را به شاه طهماسب، فرزند و جانشین او، تسلیم کرد. چهار سال بعد در فوریه ۹۳۵ قمری /۱۵۲۹ میلادی شارلکن یوهان بالبی را به دربار ایران فرستاد. این نامه هم به نام شاه اسماعیل است و نشان می دهد که بعد از گذشت پنج سال خبر درگذشت او به اروپا نرسیده و تصور شارلکن بر آن بود که شاه اسماعیل حیات دارد. عنوان نامه شارلکن چنین است: .mw-parser-output blockquote.templatequote{margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite{line-height:1em;text-align:right;padding-right:2em;margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite cite{font-size:85%}
«پادشاه والاتبار مقتدرترین سلاطین شرق پادشاه سعید و پرهیزکار شاه اسمعیل صفوی شاهنشاه ایران دوست و برادر گرامی ما.»
در این نامه شارلکن ضمن تعریف از شجاعت و تدبیر شاه صفوی، سفیر خود بالبی را که از سران لشکر بود معرفی کرد و یک بار دیگر آمادگی خود را برای عقد پیمان اتحاد علیه دولت عثمانی اعلام نمود. بالبی مأموریت داشت جنگ های شارلکن با عثمانی ها را به تفصیل برای شاه ایران شرح دهد و اضافه نماید که در سال ۱۵۲۶ میلادیسلطان عثمانی به تحریک پادشاه فرانسه (فرانسوای اول) به مجارستان حمله برده و پس از تصرف بوداپست لایوش دوم، پادشاه آن کشور و برادرزن شارلکن را در جنگ موهاج به قتل رسانده، اکنون فردیناند، برادر شارلکن، به پادشاهی مجارستان رسیده است و امپراتور و برادرش قصد دارند برای انتقام از دو طرف؛ یعنی از طرف ایتالیا و دریای مدیترانه و دیگری از طرف خاک مجارستان، به امپراتوری عثمانی حمله کنند.
اتحاد ایران-هابسبورگ
جنگ های عثمانی و هابسبورگ
در در ۲۵ اوت ۱۵۲۵ میلادی شارلکن پاسخ پیشنهاد شاه اسماعیل برای اتحاد علیه عثمانی را از طریق فراپتروس ارسال کرد؛ اما هنگامی که فراپتروس به پایتخت ایران، تبریز رسید بیش از یک سال از مرگ شاه اسماعیل گذشته بود و ناچار وی نامه شارلکن را به شاه طهماسب، فرزند و جانشین او، تسلیم کرد. چهار سال بعد در فوریه ۹۳۵ قمری /۱۵۲۹ میلادی شارلکن یوهان بالبی را به دربار ایران فرستاد. این نامه هم به نام شاه اسماعیل است و نشان می دهد که بعد از گذشت پنج سال خبر درگذشت او به اروپا نرسیده و تصور شارلکن بر آن بود که شاه اسماعیل حیات دارد. عنوان نامه شارلکن چنین است: .mw-parser-output blockquote.templatequote{margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite{line-height:1em;text-align:right;padding-right:2em;margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite cite{font-size:85%}
«پادشاه والاتبار مقتدرترین سلاطین شرق پادشاه سعید و پرهیزکار شاه اسمعیل صفوی شاهنشاه ایران دوست و برادر گرامی ما.»
در این نامه شارلکن ضمن تعریف از شجاعت و تدبیر شاه صفوی، سفیر خود بالبی را که از سران لشکر بود معرفی کرد و یک بار دیگر آمادگی خود را برای عقد پیمان اتحاد علیه دولت عثمانی اعلام نمود. بالبی مأموریت داشت جنگ های شارلکن با عثمانی ها را به تفصیل برای شاه ایران شرح دهد و اضافه نماید که در سال ۱۵۲۶ میلادیسلطان عثمانی به تحریک پادشاه فرانسه (فرانسوای اول) به مجارستان حمله برده و پس از تصرف بوداپست لایوش دوم، پادشاه آن کشور و برادرزن شارلکن را در جنگ موهاج به قتل رسانده، اکنون فردیناند، برادر شارلکن، به پادشاهی مجارستان رسیده است و امپراتور و برادرش قصد دارند برای انتقام از دو طرف؛ یعنی از طرف ایتالیا و دریای مدیترانه و دیگری از طرف خاک مجارستان، به امپراتوری عثمانی حمله کنند.
wiki: یوهان بالبی