کلمه جو
صفحه اصلی

اسحوف

لغت نامه دهخدا

اسحوف. [ اُ ] ( ع ص ) اِسْحَوْف. ناقه فراخ سوراخ پستان : ناقة اسحوف یا ناقة اسحوف الاحالیل. || یا ناقه بسیارشیر که آواز دوشیدن شیر آن شنیده شود. ( منتهی الارب ).

اسحوف. [ اِ ح َ ] ( ع ص ) اُسحوف. رجوع به اُسحوف شود.

اسحوف . [ اِ ح َ ] (ع ص ) اُسحوف . رجوع به اُسحوف شود.


اسحوف . [ اُ ] (ع ص ) اِسْحَوْف . ناقه ٔ فراخ سوراخ پستان : ناقة اسحوف یا ناقة اسحوف الاحالیل . || یا ناقه ٔ بسیارشیر که آواز دوشیدن شیر آن شنیده شود. (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: