کلمه جو
صفحه اصلی

اسحاره

لغت نامه دهخدا

اسحاره . [ اَ رَ / رِ ] (اِ) بلغت رومی دوایی است که آن را تودری خوانند و آن چهار نوع می باشد: زرد و سفید و سرخ و گلگون ، و بهترین آن زرد باشد، سرطان را نافع است . (برهان ). اسحار. اشجاره . و رجوع به اسحار شود.


اسحاره. [ اَ رَ / رِ ] ( اِ ) بلغت رومی دوایی است که آن را تودری خوانند و آن چهار نوع می باشد: زرد و سفید و سرخ و گلگون ، و بهترین آن زرد باشد، سرطان را نافع است. ( برهان ). اسحار. اشجاره. و رجوع به اسحار شود.

اسحاره. [ اَ حارْ رَ / اِ حارْ رَ ] ( ع اِ ) رجوع به اسحارّ شود.

اسحاره . [ اَ حارْ رَ / اِ حارْ رَ ] (ع اِ) رجوع به اسحارّ شود.



کلمات دیگر: