کلمه جو
صفحه اصلی

ازله

لغت نامه دهخدا

ازله. [ ] ( اِ ) ( اصطلاح حفاران )صد ذراع مُکَسَّره ، و مثال آن ده ذراع طول در دو ذراع عرض در پنج ذراع عمق است که صد ذراع مُکسره شود.

پیشنهاد کاربران

دور کردن، از بین بردن، تصرف، مهر برداشتن.



کلمات دیگر: