کلمه جو
صفحه اصلی

عیله

فرهنگ فارسی

جمع عائل

لغت نامه دهخدا

عیلة. [ ع َ ل َ ] (ع اِمص ) درویشی و فاقه . (از منتهی الارب ). اسم است از مصدر عَیل . (از اقرب الموارد). درویشی . (دهار) (غیاث ). درویشی و فقر و فاقه . (ناظم الاطباء). گویند: طال عیلتی ایاک ؛ یعنی دراز شد احتیاج من به تو. (منتهی الارب ). رجوع به عیلت شود : و ان خفتم عیلة فسوف یغنیکم اﷲ من فضله . (قرآن 28/9). || (اِ) بمعنی عَیِّل است . (از اقرب الموارد). رجوع به عیّل شود.


عیلة. [ ع َ ل َ ] (ع مص ) نیازمند و درویش گشتن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). فقیر و محتاج شدن . (از اقرب الموارد). عَیل . عُیول . مَعیل . رجوع به عیل و عیول و معیل شود.


عیلة. [ ع َ ی َ ل َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عائل . (از ناظم الاطباء). رجوع به عائل شود.


دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی عَیْلَةً: فقر و تنگدستی
ریشه کلمه:
عیل (۲ بار)

(به فتح عین) فقر. «عالَ یَعیلُ عیلاً: افتقر» . اگر از فقر ترسیدید به زودی خدا شما را از فضل خویش بی نیاز گرداند. عائل: فقیر. . در المیزان فرموده: رسول خدا «صلی اللَّه علیه و آله» فقیر بود خدا او را پس از ازدواج با خدیجه علیهاسلام غنی گردانید که او مال خویش را به آن حضرت هبه کرد و مال فراوان داشت. ناگفته نماند: مقابل آیه فوق آیه «وَ اَمَّا السَّائِلَ فَلاتَنْهَرْ» است و از آن روشن می‏شود که مراد از «عائِل» فقیر است نه فقر از هدایت و غیره و چون سوره مکّی است قهراً «فَاَغْنی» به وسیله ثروت خدیجه سلام‏اللَّه‏علیها بوده است.


کلمات دیگر: