کلمه جو
صفحه اصلی

اندس

لغت نامه دهخدا

اندس. [ اَ دَ ] ( ع ن تف ) گَندَه تَر. انتن : اندس من ظربان . ( مجمع الامثال میدانی ص 680 ). و رجوع به ظربان شود.

اندس. [ اَ دُ ] ( اِخ ) شهری است در غرب خلیج قسطنطنیه دربین دو کوه. و در آن مسجدیست که مسلمةبن عبدالملک بناکرده است. ( ازمعجم البلدان ).

اندس. [ ] ( اِخ ) نام شهری است که صاحب تاریخ قم درباره آن چنین آرد: ایضاً کیخسرو بنا کرده است و سبب آن بود که روزی او بصید بیرون آمده و بکوه اندس رسید دابه او برمید. اصحاب خود را گفت برین بروید و تفحص کنید و بجویید. اصحاب متفرق شدند و دابه طلب میکردند. پس دراین میانه در موضعی که آنجا بود و آنرا سوذره گفتندی یعنی بزبان عجم سه راه ، دیوی را دیدند برو ظفر یافتند و بپیش کیخسرو آوردند. کیخسرو آنرا در آن موضعبکشت. پس آذینها بستند و بر کتها نشستند چنانچ [ بجای چنانکه بکار رفته ] رسم و عادت ایشان بود در اوقاتی که بر دشمن ظفر می یافتند و جامه های سفید بپوشیدند. کیخسرو در خلوتخانه ای که از برای عبادت و طاعت جهت او ساخته بودند بنشست و حق سبحانه و تعالی را پرستش کرد و شکر گفت و چون از آنجا فارغ شد خدمتکاران را گفت چه دارید یعنی از برده با شما چیست. گفتند قوم ومردم دیلم. کیخسرو گفت از بهر ایشان اینجا بنایی نهید و آنرا مه اندیش نام کنید و این سخن در وقت رمیدن دابه او اشتقاق کرده اند. ( تاریخ قم صص 81 - 82 ).

اندس . [ ] (اِخ ) نام شهری است که صاحب تاریخ قم درباره ٔ آن چنین آرد: ایضاً کیخسرو بنا کرده است و سبب آن بود که روزی او بصید بیرون آمده و بکوه اندس رسید دابه ٔ او برمید. اصحاب خود را گفت برین بروید و تفحص کنید و بجویید. اصحاب متفرق شدند و دابه طلب میکردند. پس دراین میانه در موضعی که آنجا بود و آنرا سوذره گفتندی یعنی بزبان عجم سه راه ، دیوی را دیدند برو ظفر یافتند و بپیش کیخسرو آوردند. کیخسرو آنرا در آن موضعبکشت . پس آذینها بستند و بر کتها نشستند چنانچ [ بجای چنانکه بکار رفته ] رسم و عادت ایشان بود در اوقاتی که بر دشمن ظفر می یافتند و جامه های سفید بپوشیدند. کیخسرو در خلوتخانه ای که از برای عبادت و طاعت جهت او ساخته بودند بنشست و حق سبحانه و تعالی را پرستش کرد و شکر گفت و چون از آنجا فارغ شد خدمتکاران را گفت چه دارید یعنی از برده با شما چیست . گفتند قوم ومردم دیلم . کیخسرو گفت از بهر ایشان اینجا بنایی نهید و آنرا مه اندیش نام کنید و این سخن در وقت رمیدن دابه ٔ او اشتقاق کرده اند. (تاریخ قم صص 81 - 82).


اندس . [ اَ دَ ] (ع ن تف ) گَندَه تَر. انتن : اندس من ظربان . (مجمع الامثال میدانی ص 680). و رجوع به ظربان شود.


اندس . [ اَ دُ ] (اِخ ) شهری است در غرب خلیج قسطنطنیه دربین دو کوه . و در آن مسجدیست که مسلمةبن عبدالملک بناکرده است . (ازمعجم البلدان ).


دانشنامه عمومی

آندس (انتیوکیا). آندس (انتیوکیا) (به اسپانیایی: Andes, Antioquia) یک سکونتگاه مسکونی در کلمبیا است که در Southwestern Antioquia واقع شده است.
فهرست شهرهای کلمبیا
آندس ۴۴۴ کیلومترمربع مساحت و ۳۸٬۸۵۴ نفر جمعیت دارد.


کلمات دیگر: