غمخوار . تحمل کننده اندوه
انده کش
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
انده کش. [ اَ دُه ْ ک َ / ک ِ] ( نف مرکب ) غمخوار. تحمل کننده اندوه :
خاقانیا سگ جان شدی کانده کش جانان شدی
در عشق سر دیوان شدی نامت بدیوان تازه کن.
هم محرم عشق باش کانده کش تست.
خاقانیا سگ جان شدی کانده کش جانان شدی
در عشق سر دیوان شدی نامت بدیوان تازه کن.
خاقانی.
خاقانی اگر چه عقل دستخوش تست هم محرم عشق باش کانده کش تست.
خاقانی.
کلمات دیگر: