کلمه جو
صفحه اصلی

اندرواج

لغت نامه دهخدا

اندرواج. [ اَ دَ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) اندروا. ( هفت قلزم ). رجوع به اندروا و اندرواژ و اندروای شود.


کلمات دیگر: