کلمه جو
صفحه اصلی

میوه بوم

فرهنگ فارسی

ناحیتی که از آن میوه خیزد مقابل غله بوم

لغت نامه دهخدا

میوه بوم. [ می وَ / وِ ] ( اِ مرکب ) ناحیتی که از آن میوه خیزد. مقابل غله بوم. ( یادداشت مؤلف ): بوان و مروست ، بوان شهرکی است با جامع ومنبر و مروست با آن رود و میوه بوم است چنانکه درختان آن مانند بیشه است. ( فارسنامه ابن البلخی ص 125 ).


کلمات دیگر: