آن که به حسابهای بسیار کوچک نیز دقت کند . آن که از مال بسیار قلیل نیز صرف نظر نتواند کرد . اندک بین . تنگ چشم .
اندک نگرش
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اندک نگرش. [ اَ دَ ن ِ گ َ رِ ] ( ص مرکب ) آنکه بحسابهای بسیار کوچک نیز دقت کند. آنکه از مال بسیار قلیل نیز صرف نظر نتواند کرد. اندک بین. کم بین. تنگ چشم. لله وین. چس خور. سیاه کاسه. ( یادداشت مؤلف ) :
بسیار زیان باشد اندک نگرش.
درصدر بزرگان همه ذل است و هوان است.
بسیار زیان باشد اندک نگرش.
بسیار زیان باشد اندک نگرش.
فرخی.
اندک نگرش نیست که اندک نگرش کس درصدر بزرگان همه ذل است و هوان است.
منوچهری.
تا گشتم دور دورم از خواب و خورش بسیار زیان باشد اندک نگرش.
( منتخب قابوسنامه ص 178 ).
کلمات دیگر: