کلمه جو
صفحه اصلی

پیلاد

لغت نامه دهخدا

پیلاد. ( اِخ ) دوست ارست و شوهر الکتر. رجوع به ارست ( از اساطیر یونان ) شود. صاحب قاموس الاعلام ترکی آرد: پیلاد پسر استرفیوس پادشاه فوکیده و دوست صادق ارست از قهرمانان یونان قدیم که وی را همه جا دنبال میکرد و آنی از او جدا نمیگشت و باخواهرش الکتره ازدواج کرد و پس از گذشته شدن پدر بجای وی نشست. نام وی در محبت و صداقت مثل گشته است.

پیلاد. ( اِخ ) نام بازیگری است که در پانتومیم ( لالبازی ) شهرت فوق العاده یافته و در خطه قدیم کیلیکیا ( کیلیکیه ) از آناطولی میزیسته و در عصر او گوستوس ( اغسطس ) درروم مشغول بازیگری بوده است. ( قاموس الاعلام ترکی ).

پیلاد. (اِخ ) دوست ارست و شوهر الکتر. رجوع به ارست (از اساطیر یونان ) شود. صاحب قاموس الاعلام ترکی آرد: پیلاد پسر استرفیوس پادشاه فوکیده و دوست صادق ارست از قهرمانان یونان قدیم که وی را همه جا دنبال میکرد و آنی از او جدا نمیگشت و باخواهرش الکتره ازدواج کرد و پس از گذشته شدن پدر بجای وی نشست . نام وی در محبت و صداقت مثل گشته است .


پیلاد. (اِخ ) نام بازیگری است که در پانتومیم (لالبازی ) شهرت فوق العاده یافته و در خطه ٔ قدیم کیلیکیا (کیلیکیه ) از آناطولی میزیسته و در عصر او گوستوس (اغسطس ) درروم مشغول بازیگری بوده است . (قاموس الاعلام ترکی ).



کلمات دیگر: