کلمه جو
صفحه اصلی

اخله

لغت نامه دهخدا

اخله . [ اَ خ َل ْ ل َ ] (اِخ ) موضعی بدیار رُعین یمن ، بنام اخلةبن شرحبیل بن الحارث بن زیدبن یریم ذی رعین . رجوع به ضمیمه ٔ معجم البلدان ص 165 شود.


اخله . [ اَ خ ِل ْ ل َ ] (ع اِ) ج ِ خلیل . دوستان . (دهار). || ج ِ خِلال . (زمخشری ). آنچه بدان سوراخ کنند. چوبهای خلال دندان . || جج ِ خِلّة، بمعنی نیام شمشیر پوست پوشانیده و هر بطانه که نیام شمشیر را پوشانند و روده که بر سرهای کمان برگشته باشد و پوست با نقش و نگار. (منتهی الارب ).


اخله . [ اَ خ ُل ْ ل َ ] (ع اِ) بلغت مصری گیاهی است . بستیناج . حَسَک .


اخله. [ اَ خ ِل ْ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ خلیل. دوستان. ( دهار ). || ج ِ خِلال. ( زمخشری ). آنچه بدان سوراخ کنند. چوبهای خلال دندان. || جج ِ خِلّة، بمعنی نیام شمشیر پوست پوشانیده و هر بطانه که نیام شمشیر را پوشانند و روده که بر سرهای کمان برگشته باشد و پوست با نقش و نگار. ( منتهی الارب ).

اخله. [ اَ خ ُل ْ ل َ ] ( ع اِ ) بلغت مصری گیاهی است. بستیناج. حَسَک.

اخله. [ اَ خ َل ْ ل َ ] ( اِخ ) موضعی بدیار رُعین یمن ، بنام اخلةبن شرحبیل بن الحارث بن زیدبن یریم ذی رعین. رجوع به ضمیمه معجم البلدان ص 165 شود.

دانشنامه عمومی

اخله (یمن). أخله روستایی از توابع استان عَمران در کشور یمن و در شبه جزیره عربستان واقع می باشد. روستای آبادی درناحیهٔ (یریم) ودرپایه کوه (یافع السُفلی) واقع شده است.
المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).
وجه تسمیت روستا به نام أخله نسبتاً به اخله بن شرحبیل بن الحارث بن زید بن یریم است، ذکر نام این روستا درکتابهای حمیر نیز آمده است. همچنین اسماعیل بن احمد بن محمد المخلی نیز به این روستا نسبت می دهند.
روستایی است بسیار قدیمی ودارای آثار گوناگونی می باشد.


کلمات دیگر: