کلمه جو
صفحه اصلی

منهدم کردن


مترادف منهدم کردن : خراب کردن، ویران کردن، تخریب کردن، نابود کردن، از بین بردن

فارسی به انگلیسی

annihilate, destroy, level, raze, rout

فارسی به عربی

ابد ، اِجتیاحٌ

مترادف و متضاد

خراب کردن، ویران کردن، تخریب کردن


نابود کردن، از بین بردن


۱. خراب کردن، ویران کردن، تخریب کردن
۲. نابود کردن، از بین بردن


exterminate (فعل)
خرد کردن، برانداختن، دفع افات کردن، منهدم کردن، منقرض کردن، بکلی نابود کردن

ruinate (فعل)
خراب کردن، ویران کردن، منهدم کردن، معدوم کردن

پیشنهاد کاربران

بنیاد برکندن

در پهلوی "ویشفتن " در نسک فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.


کلمات دیگر: