بیده
فارسی به انگلیسی
فرهنگ فارسی
مقدار پشم یک رأس گوسفند که در یک مرحله چیده میشود
دانشنامه عمومی
بیده کاسه ای است لوله کشی شده که برای شستن اندام جنسی، کپل و مقعد به کار می رود. کلمه بیده در اصل فرانسوی است و در زبان انگلیسی بیدی تلفظ می شود.
مستراح
توالت سرپایی
انواع جدید بیده دارای کنترل الکترونیکی هستند که در آنها نحوه پاشش، فشار و حرارت و نیز محل آن قابل انتخاب است. انواعی از بیده هم با توالت ادغام شده اند.
مستراح
توالت سرپایی
انواع جدید بیده دارای کنترل الکترونیکی هستند که در آنها نحوه پاشش، فشار و حرارت و نیز محل آن قابل انتخاب است. انواعی از بیده هم با توالت ادغام شده اند.
wiki: استان اصفهان است.
https://www.amar.org.ir/سرشماری-عمومی-نفوس-و-مسکن/نتایج-سرشماری/جمعیت-به-تفکیک-تقسیمات-کشوری-سال-1395
این روستا که در دهستان پادنا علیا قرار دارد در سال ۱۳۹۵ دارای ۱٬۶۱۸ نفر (۴۳۹ خانوار) جمعیت بوده است.
در سال ۱۳۹۶ هواپیمای ATR شرکت هواپیمایی آسمان با ۶۶ مسافر و کرو در حوالی روستای بیده و در ارتفاعات کوه دنا دچار سانحه گردیدو تمام مسافران آن جان باختند.
https://www.amar.org.ir/سرشماری-عمومی-نفوس-و-مسکن/نتایج-سرشماری/جمعیت-به-تفکیک-تقسیمات-کشوری-سال-1395
این روستا که در دهستان پادنا علیا قرار دارد در سال ۱۳۹۵ دارای ۱٬۶۱۸ نفر (۴۳۹ خانوار) جمعیت بوده است.
در سال ۱۳۹۶ هواپیمای ATR شرکت هواپیمایی آسمان با ۶۶ مسافر و کرو در حوالی روستای بیده و در ارتفاعات کوه دنا دچار سانحه گردیدو تمام مسافران آن جان باختند.
wiki: بیده (سمیرم)
فرهنگستان زبان و ادب
{fleece} [کشاورزی- علوم دامی] مقدار پشم یک رأس گوسفند که در یک مرحله چیده می شود
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی یَدِهِ: دستش (برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن باید دانست که این کلمه دارای چند معنا نیست بلکه تنها به معنای دست است و در سایر معانی بطور استعاره بکار میرود .
چون آن معانی اموری هستند که از شؤون مربوط به دست میباشند ، مانند انفاق و س...
معنی یَدِیَ: دستم (در اصل "یدین"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است . برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن باید دانست که این کلمه دارای چند معنا نیست بلکه تنها به معنای دست است و در سایر معانی بطور استعاره بکار میرود . چون آن معانی...
معنی بَیْنَ أَیْدِیکُمْ: پیش روی شما - جلوی شما - در مقابلتان(در اصل "أَیْدِین"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است در عباراتی نظیر"بَیْنَ أَیْدِیهِمْ"بین دو دست استعاره از پیش رو ، مقابل یا آینده می باشد.برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن با...
معنی بَیْنَ أَیْدِینَا: پیش روی ما - جلوی ما - در مقابل ما (در اصل "أَیْدِین"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است در عباراتی نظیر"بَیْنَ أَیْدِیهِمْ"بین دو دست استعاره از پیش رو ، مقابل یا آینده می باشد.برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن بای...
معنی بَیْنَ أَیْدِیهِمْ: پیش روی آنان (در اصل "أَیْدِین"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است در عباراتی نظیر"بَیْنَ أَیْدِیهِمْ"بین دو دست استعاره از پیش رو ، مقابل یا آینده می باشد.برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن باید دانست که این کلمه دا...
معنی بَیْنَ یَدَیْ: پیشاپیش - پیش از(در اصل "یدین"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است در عباراتی نظیر"بین یدیه "بین دو دست استعاره از پیش رو ، مقابل یا آینده می باشد.برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن باید دانست که این کلمه دارای چند مع...
معنی بَیْنَ یَدَیَّ: پیش از من (در اصل "یدین"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است . برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن باید دانست که این کلمه دارای چند معنا نیست بلکه تنها به معنای دست است و در سایر معانی بطور استعاره بکار میرود . چون آن ...
معنی بَیْنَ یَدَیْهِ: پیش از خود (در اصل "یدین"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است . برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن باید دانست که این کلمه دارای چند معنا نیست بلکه تنها به معنای دست است و در سایر معانی بطور استعاره بکار میرود . چون آن...
معنی بَیْنَ یَدَیْهَا: روبروی آن - در حضور آن (در اصل "یدین"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است . برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن باید دانست که این کلمه دارای چند معنا نیست بلکه تنها به معنای دست است و در سایر معانی بطور استعاره بکار می...
معنی ﭐغْتَرَفَ: برداشت - گرفت و بلند کرد(کلمه اغتراف و کلمه غرف به معنای آن است که چیزی را بلند کنی و بگیری ، مثلا میگویند : فلان غرف الماء و یا میگویند : فلان اغترف الماء ، یعنی فلانی آب را بلند کرد تا بنوشد . و اغتراف یک غرفه از آب کنایه از یک مشت آب برداشتن است ...
معنی غُرْفَةً: یک بار بلند کردن (کلمه اغتراف و کلمه غرف به معنای آن است که چیزی را بلند کنی و بگیری ، مثلا میگویند : فلان غرف الماء و یا میگویند : فلان اغترف الماء ، یعنی فلانی آب را بلند کرد تا بنوشد . و اغتراف یک غرفه از آب کنایه از یک مشت آب برداشتن است ود رعبا...
ریشه کلمه:
ب (۲۶۴۹ بار)
ه (۳۵۷۶ بار)
یدی (۱۲۰ بار)
دست. . اگر دستت را برای کشتی من باز کنی من دستم را برای کشتن تو باز نخواهم کرد. «ید» در اصل «یدی» با یاء است جمع آن در قرآن ایدی است . ید به طور استعاره در چند معنی به کار میرود از جمله: 1- نعمت. «یدیت الیه» نعمتی به او رساندم جمع آن در این معنی ایادی است در صحیفه سجادیه دعای 37 آمده: «جَزاءً لِلصُّغْری مِنْ أَیادیکَ» یعنی جزائی برای کوچکترین نعمتهایت. 2- حیازت و ملک مثل . یا عفو کند آنکه عقده نکاح در اختیار و تسلط او است. رجوع شود به «عقد». . اختیار در قدرت و سلطه تو است تو بر هر چیز توانائی. 3- ید مغلوله کنایه است از امساک و بخل چنانکه ید مبسوطه به عکس آن است . یهود گفتند: دستان خدا بسته است دستهایشان بسته باد، در مقابل گفته خود ملعون گشتند بکله هر دو دست خدا باز است هر طور بخواهد انفاق کند رجوع شود به «غل». 4- مباشرت. . چه چیز مانع شد از اینکه سجده کنی به آنکه با دست خود آفریدم یعنی مباشر خلقت او خودم بودم و شاید مراد قوت و قدرت باشد. 5- نیرو. . یعنی صاحبان نیرو و بصیرت بودند. در طاعت و بندگی خدا نیرومند و با بصیرت بودند اینک به چند آیه توجه کنیم: * . از لفظ «بَیْنَ یَدَیْهِ» و نظیر آن در پیش بودن. حاضر بودن و نزدیک بودن استفاده میشود چنانکه در «بین» گفتهایم یعنی او کسی است که بادها را پیشاپیش باران رحمتش مژده میفرستد. * . در این آیه دست حضرت رسول «صلی اللَّه علیه و آله» به دست خدا تشبیه شده و در جای آن قرار گرفته است و روشن میشود که در موقع بیعت آن حضرت دستش را باز و بالا نگاه میداشته و بیعت کنندگان دست خود را از پائین به کف دست آن بزرگوار میرساندهاند تا یداللَّه فوق ایدیهم مصداق پیدا نماید. * . گفتهاند مراد از «ید» قوه و نیرو است یعنی تا جزیه را از روی قدرت و سلطهای که بر آنها دارید بدهند و اگر مراد دست باشد ظاهراً معنی آن باشد که از دستشان به دست شما برسد در جوامع الجامع فرموده: «حتی یُعْطُوها عَنْ یَدٍ اِلی یَدٍ» یعنی نقداً و بدون واسطه بدهند در المیزان آمده: «مُتَجاوِزَةٍ عَنْ یَدِهِمْ اِلی یَدِکُمْ». * حد ید از سرانگشتان است تا شانه و غیر آن با قرینه فهمیده میشود مثل . که به قرینه «اِلَی الْمَرافِقِ» معلوم میشود مراد از «اَیْدِیَکُمْ» تا آرنج است و مثل . که به وسیله روایات معلوم میشود مراد از ایدی چهار انگشت است که از دزد بریده میشود. و مثل . که مراد از «ید» تیمم از مچ تا سرانگشتان است.
معنی یَدِیَ: دستم (در اصل "یدین"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است . برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن باید دانست که این کلمه دارای چند معنا نیست بلکه تنها به معنای دست است و در سایر معانی بطور استعاره بکار میرود . چون آن معانی...
معنی بَیْنَ أَیْدِیکُمْ: پیش روی شما - جلوی شما - در مقابلتان(در اصل "أَیْدِین"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است در عباراتی نظیر"بَیْنَ أَیْدِیهِمْ"بین دو دست استعاره از پیش رو ، مقابل یا آینده می باشد.برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن با...
معنی بَیْنَ أَیْدِینَا: پیش روی ما - جلوی ما - در مقابل ما (در اصل "أَیْدِین"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است در عباراتی نظیر"بَیْنَ أَیْدِیهِمْ"بین دو دست استعاره از پیش رو ، مقابل یا آینده می باشد.برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن بای...
معنی بَیْنَ أَیْدِیهِمْ: پیش روی آنان (در اصل "أَیْدِین"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است در عباراتی نظیر"بَیْنَ أَیْدِیهِمْ"بین دو دست استعاره از پیش رو ، مقابل یا آینده می باشد.برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن باید دانست که این کلمه دا...
معنی بَیْنَ یَدَیْ: پیشاپیش - پیش از(در اصل "یدین"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است در عباراتی نظیر"بین یدیه "بین دو دست استعاره از پیش رو ، مقابل یا آینده می باشد.برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن باید دانست که این کلمه دارای چند مع...
معنی بَیْنَ یَدَیَّ: پیش از من (در اصل "یدین"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است . برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن باید دانست که این کلمه دارای چند معنا نیست بلکه تنها به معنای دست است و در سایر معانی بطور استعاره بکار میرود . چون آن ...
معنی بَیْنَ یَدَیْهِ: پیش از خود (در اصل "یدین"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است . برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن باید دانست که این کلمه دارای چند معنا نیست بلکه تنها به معنای دست است و در سایر معانی بطور استعاره بکار میرود . چون آن...
معنی بَیْنَ یَدَیْهَا: روبروی آن - در حضور آن (در اصل "یدین"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است . برای کلمه ید معانی زیادی غیر از دست ذکر کردهاند ، و لیکن باید دانست که این کلمه دارای چند معنا نیست بلکه تنها به معنای دست است و در سایر معانی بطور استعاره بکار می...
معنی ﭐغْتَرَفَ: برداشت - گرفت و بلند کرد(کلمه اغتراف و کلمه غرف به معنای آن است که چیزی را بلند کنی و بگیری ، مثلا میگویند : فلان غرف الماء و یا میگویند : فلان اغترف الماء ، یعنی فلانی آب را بلند کرد تا بنوشد . و اغتراف یک غرفه از آب کنایه از یک مشت آب برداشتن است ...
معنی غُرْفَةً: یک بار بلند کردن (کلمه اغتراف و کلمه غرف به معنای آن است که چیزی را بلند کنی و بگیری ، مثلا میگویند : فلان غرف الماء و یا میگویند : فلان اغترف الماء ، یعنی فلانی آب را بلند کرد تا بنوشد . و اغتراف یک غرفه از آب کنایه از یک مشت آب برداشتن است ود رعبا...
ریشه کلمه:
ب (۲۶۴۹ بار)
ه (۳۵۷۶ بار)
یدی (۱۲۰ بار)
دست. . اگر دستت را برای کشتی من باز کنی من دستم را برای کشتن تو باز نخواهم کرد. «ید» در اصل «یدی» با یاء است جمع آن در قرآن ایدی است . ید به طور استعاره در چند معنی به کار میرود از جمله: 1- نعمت. «یدیت الیه» نعمتی به او رساندم جمع آن در این معنی ایادی است در صحیفه سجادیه دعای 37 آمده: «جَزاءً لِلصُّغْری مِنْ أَیادیکَ» یعنی جزائی برای کوچکترین نعمتهایت. 2- حیازت و ملک مثل . یا عفو کند آنکه عقده نکاح در اختیار و تسلط او است. رجوع شود به «عقد». . اختیار در قدرت و سلطه تو است تو بر هر چیز توانائی. 3- ید مغلوله کنایه است از امساک و بخل چنانکه ید مبسوطه به عکس آن است . یهود گفتند: دستان خدا بسته است دستهایشان بسته باد، در مقابل گفته خود ملعون گشتند بکله هر دو دست خدا باز است هر طور بخواهد انفاق کند رجوع شود به «غل». 4- مباشرت. . چه چیز مانع شد از اینکه سجده کنی به آنکه با دست خود آفریدم یعنی مباشر خلقت او خودم بودم و شاید مراد قوت و قدرت باشد. 5- نیرو. . یعنی صاحبان نیرو و بصیرت بودند. در طاعت و بندگی خدا نیرومند و با بصیرت بودند اینک به چند آیه توجه کنیم: * . از لفظ «بَیْنَ یَدَیْهِ» و نظیر آن در پیش بودن. حاضر بودن و نزدیک بودن استفاده میشود چنانکه در «بین» گفتهایم یعنی او کسی است که بادها را پیشاپیش باران رحمتش مژده میفرستد. * . در این آیه دست حضرت رسول «صلی اللَّه علیه و آله» به دست خدا تشبیه شده و در جای آن قرار گرفته است و روشن میشود که در موقع بیعت آن حضرت دستش را باز و بالا نگاه میداشته و بیعت کنندگان دست خود را از پائین به کف دست آن بزرگوار میرساندهاند تا یداللَّه فوق ایدیهم مصداق پیدا نماید. * . گفتهاند مراد از «ید» قوه و نیرو است یعنی تا جزیه را از روی قدرت و سلطهای که بر آنها دارید بدهند و اگر مراد دست باشد ظاهراً معنی آن باشد که از دستشان به دست شما برسد در جوامع الجامع فرموده: «حتی یُعْطُوها عَنْ یَدٍ اِلی یَدٍ» یعنی نقداً و بدون واسطه بدهند در المیزان آمده: «مُتَجاوِزَةٍ عَنْ یَدِهِمْ اِلی یَدِکُمْ». * حد ید از سرانگشتان است تا شانه و غیر آن با قرینه فهمیده میشود مثل . که به قرینه «اِلَی الْمَرافِقِ» معلوم میشود مراد از «اَیْدِیَکُمْ» تا آرنج است و مثل . که به وسیله روایات معلوم میشود مراد از ایدی چهار انگشت است که از دزد بریده میشود. و مثل . که مراد از «ید» تیمم از مچ تا سرانگشتان است.
wikialkb: بِیَدِه
پیشنهاد کاربران
نام اسپست فارسی و یونجه ترکی در سرتاسر آسیای مرکزی، ساینو - ایرانیکا، برتولد لوفر، ص 214.
آفتابه فرنگی = خود شور
آفتابه فرنگی یا بیده توسط غربی ها در انواع متنوعی نظیر آب پرتابی ، غرقابی ؛ توالت همراه و دارای هوا گرم پاش و غیره ؛ اختراع و تولید شده است. آفتابه فرنگی ِ آب پرتابی درهتل های ایران بیشتر متداول است. پل پیاده =پل عابر پیاده
آفتابه فرنگی یا بیده توسط غربی ها در انواع متنوعی نظیر آب پرتابی ، غرقابی ؛ توالت همراه و دارای هوا گرم پاش و غیره ؛ اختراع و تولید شده است. آفتابه فرنگی ِ آب پرتابی درهتل های ایران بیشتر متداول است. پل پیاده =پل عابر پیاده
لگنچه مانندی سفالین ( سرامیک ) که در حمامها یا سرویسهای عمومی و خصوصی کنار توالت فرنگی، بهر شستن آلت، میان سرین و سوراخ نشیمنگاه، پس از کار گیری توالت فرنگی روی آن نشینند تا با فشار آب، بخشهای بالا و حتی درون سوراخ را بدون تماس دست بشوید. از bidet فرانسه به معنای اسب زیرا کار بر به نوعی سوار آن می شود.
خشک کرده اسپرس یا اسپست را بیده گویند
خلوت ، متروکه در زبان مُلکی گالی ( زبان بومیان رشته کوه مکران در جنوب شرق کشور )
جایی خلوت و پرت در زبان ملکی گالی بشکرد
بیده bideh
در گویش شهر بابکی به اسبس ( اسپرس ) که پس ازدرو شدن کوپه کوپه ریخته شده وسپس به شکل مکعب مستطیل پیچیده شده می گویند ، که پس از اینکه کمی روی زمین ماند وخشک تر شد، جمع اوری می شود روی هم چیده شده تا کامل خشک شوده انگاه خرد شده با کاه مخلوط وبا نام کاه بیده ، به مصرف خوراک احشام بویژه گاو می رسد
در گویش شهر بابکی به اسبس ( اسپرس ) که پس ازدرو شدن کوپه کوپه ریخته شده وسپس به شکل مکعب مستطیل پیچیده شده می گویند ، که پس از اینکه کمی روی زمین ماند وخشک تر شد، جمع اوری می شود روی هم چیده شده تا کامل خشک شوده انگاه خرد شده با کاه مخلوط وبا نام کاه بیده ، به مصرف خوراک احشام بویژه گاو می رسد
کلمات دیگر: