واژه مشتقِ فارسی با ریشه ترکی - اسم پسرانه
آرامی: واژه ترکی - داستار، پایمرد، میانجی، واسطه، بین، شفاعت، خواهش - یاری، کمک، مدد، تعاون، همکاری -
اتحاد، وحدت، همبستگی، یکپارچگی، یکدلی، همدلی
ن: پسوند دارندگی، همراهی و مالکیت>>> مانند پسوند ( وانه ) در خندوانه! ، پسوند ( وند ) در شهروند!
معنی: حامی و طرفدارِ پایمردی، داستارگری، میانجیگری، واسطه گری، شفاعت کنندگی، خواهشگری، ریش گرو گذاشتن، پا در میانی ( میونی ) کردن! -
حامی و هوادارِ یاریگری، مددکاری، خدمتگزاری، دستگیری -
دارنده روحیه همبستگی و همدلی
یکی از شرایط فارسی شدن یک واژه بیگانه این است که با وند ( پیشوند، میانوند، پسوند ) همراه باشد؛گرچه، زبانِ شگفت انگیزِ ترکی ( آذری ) هم جزو یکی از گویش های ناب ایران زمین محسوب می شود!
آرامی: واژه ترکی - داستار، پایمرد، میانجی، واسطه، بین، شفاعت، خواهش - یاری، کمک، مدد، تعاون، همکاری -
اتحاد، وحدت، همبستگی، یکپارچگی، یکدلی، همدلی
ن: پسوند دارندگی، همراهی و مالکیت>>> مانند پسوند ( وانه ) در خندوانه! ، پسوند ( وند ) در شهروند!
معنی: حامی و طرفدارِ پایمردی، داستارگری، میانجیگری، واسطه گری، شفاعت کنندگی، خواهشگری، ریش گرو گذاشتن، پا در میانی ( میونی ) کردن! -
حامی و هوادارِ یاریگری، مددکاری، خدمتگزاری، دستگیری -
دارنده روحیه همبستگی و همدلی
یکی از شرایط فارسی شدن یک واژه بیگانه این است که با وند ( پیشوند، میانوند، پسوند ) همراه باشد؛گرچه، زبانِ شگفت انگیزِ ترکی ( آذری ) هم جزو یکی از گویش های ناب ایران زمین محسوب می شود!