کلمه جو
صفحه اصلی

ارامین

پیشنهاد کاربران

واژه مشتقِ فارسی با ریشه ترکی - اسم پسرانه
آرامی: واژه ترکی - داستار، پایمرد، میانجی، واسطه، بین، شفاعت، خواهش - یاری، کمک، مدد، تعاون، همکاری -
اتحاد، وحدت، همبستگی، یکپارچگی، یکدلی، همدلی
ن: پسوند دارندگی، همراهی و مالکیت>>> مانند پسوند ( وانه ) در خندوانه! ، پسوند ( وند ) در شهروند!
معنی: حامی و طرفدارِ پایمردی، داستارگری، میانجیگری، واسطه گری، شفاعت کنندگی، خواهشگری، ریش گرو گذاشتن، پا در میانی ( میونی ) کردن! -
حامی و هوادارِ یاریگری، مددکاری، خدمتگزاری، دستگیری -
دارنده روحیه همبستگی و همدلی

یکی از شرایط فارسی شدن یک واژه بیگانه این است که با وند ( پیشوند، میانوند، پسوند ) همراه باشد؛گرچه، زبانِ شگفت انگیزِ ترکی ( آذری ) هم جزو یکی از گویش های ناب ایران زمین محسوب می شود!

آرامین به معنای انسانهای آرام می باشد که از ترکیب آرام پسوند ین به بدست می آید.

ممنون از این که گفتین، سپاس!
آری به فارسی می شود:
آرام و پسوند نسبت "ین"
معنی: به آرامی، به سادگی و راحتی، آسان و بی دغدغه، خودمونی! - فوری، سریع، آنی، سه سوتِ!

اسم ارامین دخترونس
واسمع خودع من ارامینع

آرامین مخلوط اسم آرام و بنیامین هستش

ترکیب اسم آرام و آرمین هست و معنی آرامش را میدهد

آرامین اصیل ترین اسم فارسی هست
آرامین اسم زرنگ ترین و باغیرت ترین سردار سپاه هخامنشی در زمان داریوش بزرگ بود که متاسفانه درتاریخ ما تقریبا اسمی از ایشان نیست چون ما مورخ نداشتیم و بیشتر مستندات تاریخی رو در نوشته های هردوت یونانی جستجو میکنیم.
در روم باستان ( ایتالیای کنونی ) آرامین رو خیلی دوست میداشتند و بواسطه جوانمردی که سرداران ایرانی در حق بازماندگان از جنگ داشتنداسم بسیاری از پسران خود را هنوزم کیروش ( کوردش ) و آرمن ( آرامین ) میگذارند
و در ایران اسامی آرمین. آرمان. رامین. آرام از آرامین برگزفته شده است


کلمات دیگر: