( امید بر آوردن ) حاجت کسی را بر آوردن . به آرزو رسانیدن .
امید براوردن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( امید برآوردن ) امید برآوردن. [ اُ/اُم ْ می ب َ وَ/ وُ دَ ] ( مص مرکب )حاجت کسی را برآوردن. به آرزو رسانیدن :
تو هم بر دری هستی امّیدوار
پس امّید بردرنشینان برآر.
تو هم بر دری هستی امّیدوار
پس امّید بردرنشینان برآر.
( بوستان ).
کلمات دیگر: