کلمه جو
صفحه اصلی

اغریه

لغت نامه دهخدا

( اغریة ) اغریة. [ اَ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ غرا. چسبها. سریشها. ( یادداشت بخط مؤلف ): و لیس فی الاغریة النباتیة، افضل منه ( من اثراس ). ( ابن البیطار ). و رجوع به غرا شود.

اغریة. [ اَ ی َ ] (ع اِ) ج ِ غرا. چسبها. سریشها. (یادداشت بخط مؤلف ): و لیس فی الاغریة النباتیة، افضل منه (من اثراس ). (ابن البیطار). و رجوع به غرا شود.



کلمات دیگر: