کلمه جو
صفحه اصلی

مجهولی

فرهنگ فارسی

نادانی و جهالت

لغت نامه دهخدا

مجهولی. [ م َ ] ( حامص ) نادانی و جهالت. ( ناظم الاطباء ). || ناشناختگی و نادانستگی. || گمنامی. و رجوع به مجهول شود.

مجهولی. [ م َ لی ی ] ( ص نسبی ) منسوب است به مجهولیه. ( از انساب سمعانی ). و رجوع به مجهولیه شود.

مجهولی . [ م َ ] (حامص ) نادانی و جهالت . (ناظم الاطباء). || ناشناختگی و نادانستگی . || گمنامی . و رجوع به مجهول شود.


مجهولی . [ م َ لی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به مجهولیه . (از انساب سمعانی ). و رجوع به مجهولیه شود.



کلمات دیگر: