کلمه جو
صفحه اصلی

شوستر

لغت نامه دهخدا

شوستر. [ شُس ْ ت ِ ] (اِخ ) مُرْگان . مستشار آمریکائی امور مالی . در 1328 هَ .ق . به ایران آمد تا به مالیه ٔ ایران سر و صورتی بدهد اما بر اثر فشار روسها مجبور به ترک ایران شد و عارف شاعر نامی درباره ٔ رفتن وی تصنیفی دارد. کتاب اختناق ایران از اوست که به فارسی نیز ترجمه شده است .


شوستر. [ شُس ْ ت ِ ] ( اِخ ) مُرْگان. مستشار آمریکائی امور مالی. در 1328 هَ.ق. به ایران آمد تا به مالیه ایران سر و صورتی بدهد اما بر اثر فشار روسها مجبور به ترک ایران شد و عارف شاعر نامی درباره رفتن وی تصنیفی دارد. کتاب اختناق ایران از اوست که به فارسی نیز ترجمه شده است.

شوستر. [ ت َ ] ( اِخ ) شوشتر. رجوع به نزهةالقلوب ج 3 ص 109 و رجوع به شوشتر شود.

شوستر. [ ت َ ] (اِخ ) شوشتر. رجوع به نزهةالقلوب ج 3 ص 109 و رجوع به شوشتر شود.


دانشنامه عمومی

شوستر (دهانه). شوستر (دهانه) یک دهانه برخوردی در ماه است.
این دهانه ۷ دهانه اقماری دارد.


کلمات دیگر: